X
تبلیغات
رایتل
درگیرم...با خودم...با تو...دنبال کتابهایم می گردم ندیدیشان...ترس..ترس...ترس...تنهایی...گذشته...آینده...و من چقدر گیجم...یک عاشقانه آرامم را ندیدی؟ کجا گذاشتیش؟ با خودت بردی؟ نه نه تو همه چیز را برایم به یادگار گذاشتی حتی قلب شکسته ام را...یادت هست شب قبل از کنکور...من می ترسیدم و تو ....مادر...مادر من...مادر تو...یادت است...من آرامش می خواهم...اینبار باید از وجود خودم فقط آرامش بگیرم...ولی من هنوز می ترسم...کتابهایم کو...چرا اینقدر گیجم؟
نوشته شده در سه‌شنبه 5 تیر 1386ساعت 21:51 توسط ح| 3 نظر