X
تبلیغات
رایتل

در این تاریکی نحطور مرگ اندود 

در این محنت سرای موهش و پر دود

نمی بینی مگر ای دوست که در میهمانی خون برادر های همرزمت خدا خفته است

نمبینی مگر ای دوست که این ابر سیه هردم به رنگی می شود

شکلی دگر می سازد از تزویر

نمی بینی ستمگر را که با تسبیح و ریش و چفیه و مشتی از این اوهام

نفس را از دم اندیشه می راند

الا ای هوطن، ای غرق در گرداب بیداد

نمی بینی حقیقت را که با فرمان آتش از دم دژخیم دنداساز

گلی در سینه می کارد

برادر جان، بیا بنگر، بیابنگر، گل فواره  خونین نشسته بر سر دیوار حق بر سر

برادر جان ، بیا بنگر گل دیوار های کوی دانشگاه که چه شاداب می گریند

الا ای هموطن، بنگر گل عشق است یکدم

این گل خشم است

ببین این خون یاران است

ببین این خون ایران است

الا ای هموطن ، ای مونس، ای همدم

بیا از آتش خشمت ره اندیشه را هموار کن

بر دیده جمعی که از این شب هراسانند

بیا همگفتار، هم خشم

بیا سینه ها و دستهامان را سپر سازیم

بیا تا ریشه محنت را بسوزانیم

بیا فریاد بر داریم که لب گزیدن مرگ تدریجی است

بیا از روزهامان تندری سازیم و ظلمت را بر اندازیم

بیا تا شیشه های عمر دیوان را بقول پیرمان امید به چنگ آریم

الا ای هموطن، همت کن وبر خیز

الا ای هموطن، همت کن و برخیز

چرا وحشت چرا دلشوره و تشویش

همیشگی تیرگی از نیزه خورشید می ترسد

...

یاور مسافر ۸۲.۳.۲۶ 

پ.ن: یارانمان در بندند...برادرانمان و خواهرمان...برای چی این همه سکوت ... رفقایمان رفتند برای یاران در بند پلی تکنیک ولی این همه سکوت برای چیست ؟؟!؟!؟!؟!

پ.ن: این همه خبر در چند روز...بازداشت امیر یعقوبعلی ، پرونده سازی برای یاران در بند پلی تکنیک

ریحانه حقیقی

نوشته شده در پنج‌شنبه 21 تیر 1386ساعت 00:33 توسط ح| 8 نظر