X
تبلیغات
رایتل

من دچار خفقانم ! جرعه یی آب به من که نه آزادی دوستانم مرا آرزوست ! نه جرعه یی آب نه حقی از حیات، دوستانم را به ما بازگردانید ! احسان و مجید و بهنام و آرمان و احمد و مازیار و علی و از همه مهمتر دلارام را !

من دچار خفقانم ! نه هوایی هست برای تنفس نه دلیلی هست برای بودن ! وقتی عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد چه دلیل و امیدی برای زیبستن !

دوستانم را آزاد  کنید...آزادی را بنام آزادی، آزاد کنید !

 

پ.ن : آنقدر حرف دارم برای گفتن که نمی دانم کدام را بگویم.کمی تنبل شده ام بزودی همه چیز درست می شود ! قول می دهم !

نوشته شده در چهارشنبه 16 آبان 1386ساعت 00:43 توسط ح| 4 نظر