X
تبلیغات
رایتل

!

دانشگاه و دانشجو سیاه ترین روزها را در تاریخ خود می گذراند. شرایط سخت و دشواری که در طول تاریخ دانشگاه این سرزمین سابقه نداشته و هر روز نیز با اعمال فشار های جدید از سوی دولت نهم روبرو است. با آغاز دوره نهم ریاست جمهوری و روی کار آمدن محمود احمدی نژاد، نحوه بر خورد با دانشگاه و دانشجوی منتقد بطور کلی از برخوردی نرم به خصمانه ترین برخوردها و سدیدترین رویه ها تغییر کرد.دولت نهم اعتقاد دارد با بسته کردن فضای سیاسی ـ اجتماعی حاکم بر دانشگاهها، می تواند فریاد مخالف و انتقاد را در نطفه خفه کند و دیگر هیچ صدایی از مخالفت و کلامی انتقادی از  دانشگاهها و مشت های گره کرده دانشجویان به گوش نرسد.در حالیکه با همه تمهیداتی که از سوی دولت نهم برای سرکوب مخالفین دانشگاهیش سنجیده شد ، باز هم فریاد زنده باد آزادی از همه دانشگاههای کشور به گوش می رسد.

اولین گام دولتمردان دولت نهم برای رسیدن به هدفشان(سرکوب دانشجوی منتقد) تغییر روئسای دانشگاهها بود. به طریقی که با روی کار آمدن این روسای انتصابی فضای دانشگاهها بطور محسوسی تغییر کرد و به پادگانهای نظامی شباهت بیشتری پیدا کرد و دانشگاه که باید محلی برای پروش دانشجویان باشد به محلی برای تنبیه و حذف افراد منتقد تبدیل شد.دانشجویان نیز در جواب به این انتصابات سکوت نکردند و با برپایی تجمعاتی اعتراض خود را اعلام نمودند و روسای جدید با اعتراض دانشجویان مراسم معارفه خود را در دانشگاه برگزار کردند. پاسخ به اعتراضات دانشجویان نیر از سوی مسئولین چیزی به جز احضار به کمیته انظباطی و تهدید و تعلیق نبود و پس از آن خواستی جدید به خواست های دانشجویان افزوده شد : استعفا رئیس انتصابی. رهایی ( رئیس انتصابی دانشگاه امیر کبیر)، عمید زنجانی ( رئیس انتصابی دانشگاه تهران) و شریعتی ( رئیس انتصابی دانشگاه علامه ) از جمله روسای انتصابی بوده اند که از زمان روی کار آمدنشان این سه دانشگاه روزهای سختی را گذرانده اند ولی هنوز صدای زنده باد آزادی از این دانشگاهها بگوش می رسد.

تشکیلات دانشجویی انجمن  اسلامی و انجمن صنفی منتقد ترین و بیدارترین بخش جنبش دانشجویی بوده و است . بنابراین گام دوم برای سرکوب دانشجویان منتقد از بین بردن این تشکلات منتخب دانشجویان توسط روسای انتصابی دانشگاهها بود. از مهر ماه سال ۸۴ تا به امروز بیش از ۵ انجمن اسلامی بدلالیل واهی و ساختگی غیر قانونی اعلام شده اند و در بیشتر موارد افرادی منتصب از سوی رئیس دانشگاه به عنوان اعضا جدید انجمن اسلامی معرفی شده اند.در بعضی موارد حتی ساختمان انجمن اسلامی نیز با بولدوزر از بین برده شد تا دیگر هیچ نشانی از افرادی که منتخب دانشجویان بودند و هستند و صدای آزادی خواهی را به گوش دیگران می رساندند باقی نماند. پاسخ دانشجویان به این اعمال دیکتاتوری منشانه نیز سکوت و اطاعت نبود.بلکه به هر نحوی از جمله تجمع و تحصن سعی کردند، اعتراض خود را به روند غیر قانونی که دولت در قبال آنها پیش گرفته بود، بیان کنند.در بعضی دانشگاهها از جمله دانشگاه علامه، دانشجویان با وجود همه مشکلات و تهدید ها و مخالفت ها انتخابات دوره جدید انجمن های اسلامیشان را بر گزار کردند؛ که البته با احکام بسیار سنگین انظباطی روبرو شدند. دانشجویان دانشگاه علامه با بیش از ۳۳ حکم تعلیق، هنوز هم بر سر آرمان های خود هستند و برای آزادی مبارزه می کنند.

گام بعدی یکدست نشان دادن جو دانشگاهها برای تضعیف روحیه دانشجویان منتقد و ایجاد رعب و وحشت در دانشگاهها بود . بدین جهت در آذر ماه سال ۱۳۸۵ محمود احمدی نژاد به دانشگاه امیرکبیر‌ ( سیاسی ترین و منتقد ترین دانشگاه) رفت و در حالیکه هدفی جز اجرای یک نمایش کوتاه نداشت، با شکستی فراموش نشدنی بازگشت . چند ساعت قبل از حضورش  در دانشگاه دانشجویان دانشگاهای امام صادق و امام حسین (نزدیک ترین دانشجویان به حکومت) را به دانشگاه امیرکبیر آورده بودند و همه تلاششان بر این بود که جو این دانشگاه را موافق با عملکرد های سیاسی-اجتماعی و اقتصادی دولت نشان بدهند ولی دانشجویان آزادی خواه دانشگاه امیر کبیر با حضور در سالن سخنرانی ، رئیس جمهوری اعتراض خود را به  اعمال استبداد در کشور و دانشگاهها اعلام کردند. دولت بعد از تعطیلی انجمن ها و ایجاد فضای پلیسی انتظار چنین برخوردی را از دانشجویان آزادی خواه نداشت. بنابراین برخودر جدی تر و شدیدتری با دانشجویان مخصوصا دانشجویان دانشگاه امیر کبیر در دستور  کار دولتمردان و نیروهای امنیتی قرار گرفت؛برخوردی شدید با دانشجویان معترض، برخوردی که بتواند این دانشجویان را سرکوب کند و دیگر اینکه باعث ایجاد فضای رعب و وحشت در دیگر دانشگاهها شود و فضای سکوت را که خواست اقتدارگرایان است در دانشگاهها ایجاد کند.گام چهارم دولت پرونده سازی برای دانشجویان منتقد بود . در اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۶ ، پروژه جدید نوشته و اجرا شد. پاسخ  به دانشجویان معترض دانشگاه امیرکبیر، جعل لگوی سه نشریه این دانشگاه و انتشار مطالبی موهون و توهین آمیز به دین اسلام و پیامبر بود. دانشجویان چندین بار چاپ این نشریات را تکذیب کردند و محکوم. ولی برای تمامیت خواهان مهم این بود که حالا بهانه یی از دانشجو داشتند که با توسل به آن وحشیانه به محل سکونت آنها حمله ببرند و بازداشتشان کنند. شاید که افزایش فشار بر دانشجویان در بند باعث شود دیگر دانشجویان سکوت کنند و اعتراض هایشان را فراموش نمایند. این سناریو باید کامل پیش می رفت پس برای ایجاد رعب و وحشت بیشتر در دانشجویان در اولین روزهای سال جدید تحصیلی حکم سه دانشجوی در بند امیرکبیر به جرم توهین به مقدسات و مقام رهبری اعلام شد و این دانشجویان در مجموع به ۷.۵ سال حبس تعزیری محکوم شدند. این درحالی است که در بیشتر موارد برای دانشجویان حکم حبس تعلیق از سوی دادگاهها صادر می شد و تیر خلاص از سوی حکومت اینبار حبس های تعزیزی بود. ولی باز هم دانشجویان آرام ننشستند و با تمام قوا از کیان دانشگاه و دانشجو و نیز دانشجویان در بند دفاع کردند.

از آغاز سال تحصیلی ۱۳۸۶-۸۷ ده ها تجمع در دانشگاههای سراسر کشور برگزار شده است که از تجمع ۱۶ مهر در دانشگاه تهران، تجمع ۳۰ مهر در دانشگاه امیرکبیر و تجمع ۸ آبان در دانشگاه علامه به عنوان مهمترین ها و تاثیرگذارترین آنها می توان نام برد. در ۱۶ مهر بار دیگر محمود احمدی نژاد به دانشگاه آمد و با حضورش فریاد مرگ بر دیکتاتور دانشگاه تهران را لرزاند. در ۳۰ مهر ماه با همه تمهیداتی که اندیشیده شده بود دانشجویان از بیشتر دانشگاههای تهران به داخل دانشگاه امیر کبیر رفتند و یکصدا با دانشجویان این دانشگاه به احکام فاشیستی صادره برای سه دانشجوی در بند امیرکبیر اعتراض کردند و در ۸ آبان ماه با حضور در دانشگاه علامه ثابت کردند حتی ممنوع الورد بودن به دانشگاه هم دلیل برای عدم حضورشان در دانشگاه نیست. برپایی این تجمعات پرشور و تاثیر گذار به دولت و نیروهای امنیتی و اطلاعاتی این مسئله را گوش زد کرد که دانشگاه هنوز زنده است . نه تهدید،نه تعلیق ، نه بازداشت،نه دادگاه و نه حبس ،  دانشجوی منتقد را ساکت نمی کند و دانشجو میمیرد ولی ذلت نمی پذیرد.

با شروع سال تحصیلی جدید و ناکارآمدی طرفند های اندیشیده شده گذشته، برای ساکت و آرام نگه داشتن دانشجو و دانشگاه نحوی برخورد بار دیگر شدید تر شد و بازداشت های وسیع و احضارها به دادگاه انقلاب  برای سرکوب دانشجو در دستور کار قرار گرفت.بازداشت دو عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در عرض یک هفته و چندین تن از اعضا دیگر این تشکیلات دانشجویی و بازداشت بیش از ۲۳ دانشجوی چپ گرا در عرض سه روز همه و همه نشان از دستور کاری جدید روی میز سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی می دهد ولی دانشگاه و دانشجو با وجود همه تهدیدات هنوز بر سر آرمان های خود ایستادگی می کند و هیج چیز حتی اعدام او را به عنصری ساکت تبدیل نخواهد کرد و امروز در آستانه روز دانشجو، جنش دانشجویی با بیش از 28 دانشجوی زندانی و بیش از 15 دانشجوی احضار شده به دادگاه انقلاب و بیش از 40 حکم تعلیق  بیدار است و به پیشواز روز دانشجو می رود. این روزها سیاه ترین روزهای تاریخ دانشگاه است ولی دانشگاه و دانشجو استوار است و با عزمی راسخ تلاش می کند این روزها را از سر بگذراند و به بهار آزادی می اندیشد و باور دارد هیچ فشاری او را از پا در نمی آورد و سختی های راه ایمانش را بر راهش بیشتر می کند و اعتقادش را راسخ تر!

         یک صد گل سرخ و یک بغل نصرانی           ما را زسر بریده می ترسانی ؟

          ما گر زسر بریده می ترسیدیم             در مسلخ عاشقان نمی رقصیدیم

 

پ.ن: روز دانشجو!!!! بر:

احمد قصابان ، مجید توکلی، احسان منصوری،علی عزیزی،علی نیکونسبتی،علی کلایی،امیر مهرزاد،سعید حبیبی، مریم حسین خواه،جلوه جواهری.... مبارک...

پ.ن:برای سعید حبیبی نازنین

ارغوان
شاخه همخون جدا مانده من
آسمان تو چه رنگ است امروز؟
آفتابی است هوا
یا گرفته است هنوز
من در این گوشه که از دنیا بیرون است
آفتابی به سرم نیست
از بهاران خبرم نیست
آنچه می بینم دیوار است
آه ین سخت سیاه
آنچنان نزدیک است
که چو برمی کشم از سینه نفس
نفسم را بر می گرداند
ره چنان بسته که پرواز نگه
در همین یک قدمی می ماند
کورسویی ز چراغی رنجور
قصه پرداز شب ظلمانی است
نفسم می گیرد
که هوا هم اینجا زندانی است

پ.ن:برای امیر مهرزاد:

اگر که بیهوده زیباست شب
برای چه زیباست شب؟
برای که زیباست؟
شب و رود بی انحنای ستارگان که سرد می گذرد
و سوگواران دراز گیسو
بر دو جانب رود
یادآورد کدام خاطره را
با قصیده ی نفس گیر غوکان
تعضیتی می کنند
به هنگامی که هر سپیده
به صدای هم آواز دوازده گلوله سوراخ می شود
اگر که بیهوده زیباست شب
برای چه زیباست شب؟
برای که زیباست؟
 

پ.ن: روزهای سخت است و کشدار و زمستانی.انگار قرار نیست باران بزند بر روزهایم. شاید دلیلی نمی یابد برای باریدن.به تو قول دادم ولی گاهی قول ها در دستان ما نیست. مرا ببخش اگر روزی بد قول شدم. مرا ببخش اگر چند روز دیگر خبری شنیدی که دست من نبود...بدان راز دلم را! می دانم که می دانی...

نوشته شده در جمعه 16 آذر 1386ساعت 19:36 توسط ح| 4 نظر